نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان و خاستگاه آن در ایران است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران  نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است.. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

صاحب تاریخ کاشان در مورد رسوم اهالی کاشان در ایام نوروز می نویسد:«روز اول عید بعد از ادای نماز صبح ، قبل از آنکه حاکم از خلوت دارالحکومه جلوس فرموده ، اجازه دهد ، عمال و تجار و اصناف،دو سه نفر از علمای بزرگتر واعلم را زیارت می کنند ، آن وقت به حضور حاکم شرفیاب شده ، مرخص گردند و سایر علما را کلّهم تا شام دیدن نمایند.» 

در هر حال در این روز ها ، برنامه های متنوعی برای شادی و تفریح خاطر اهالی انجام می گرفت که برخی حاوی نکات سیاسی نیز بود.میر نو روزی یکی از این قسم برنامه ها می باشد. به حکایت برخی از کتب تاریخی، در ایران در ایام نوروزی برای تفریح خاطر عموم، مردی گم نام را به پادشاهی انتخاب می کردند و ظاهرا پادشاه حقیقی مملکت نیز به پیروی از افکار و تمایلات سنت دیرینه ی مردم بر حسب ظاهر، برای چند روزی از سلطنت دست می کشید و سلطنت به این سلطان دروغی واگذار می شد و وی در این  دوره ی کوتاه فرمانروایی ، احکام و قوانینی مبنی بر عزل و توقیف،حبس و جریمه و مصادره ، صادر می کرد و پس از چند روز ، سلطنت ظاهری و موقتی او سپری می شد و کار ها به جریان عادی خود باز می گشت.

با فرا رسیدن سیزدهمین روز فروردین ، شهر حال و هوای تازه ای به خود می گرفت.در این روز تقریبا تمام اهالی شهر ها و روستاها از دروازه ها خارج می شدند و به باغ و صحرا را روی می آوردند. احمد الله مستوفی (مورخ) سیزده بدر(سیزدهم نوروز) را «عید ورزش و تفرج» نامیده است. به گفته ی وی در آن سال ها ، دشت وصحرا ، حال و هوای خاصی داشت. هر کس به تفریحی مشغول می شد. میمون باز ها و خرس باز ها و بز باز ها و غول بیابانی و دوری گردان ، با تنبک و تصنیف خواندن خود دور هم می آمدند و با ده شاهی و پنج شاهی ، اسباب سرگرمی می شدند.دسته های مطربی که تارزن و آوازخوان هم داشتند زیاد بودند. در این روز ، معمولا غذا هایی مانند آش رشته و سبزی پلو یا کوکو سبزی تهیه می شد. در روز سیزده بدر ، سبزه هایی را که پیش از عید سبز کرده اند به آب می سپارند و این رسم از ایام قدیم باقی مانده است.

از سنت های متداول این روز ، سبزه گره زدن است.معمولا دختران دم بخت به منظور بخت گشایی ، سبزه های تازه بهاری یا شاخه های تازه درختان را به هم گره می زدند. اهالی کاشان در گذشته ، در این روز ، به غیر از دشت و صحرا به زیارت اماکنی هم چون شاهزاده ابراهیم ، هلال بن علی (ع) و بقعه ی بی بی زینب یزدل می فته ا ند. شایان ذکر است که در بعضی از نقاط ایران به جای روز سیزدهم ، روز چهاردهم به دشت و صحرا می رفته اند و گروهی دیگر غیر از سیزده ، روز هجدهم نیز به تفریح می رفتند. این چنین مردمانی ، شادی و شاد زیستن را از همان آغازین روز های سال نو ، به استقبال می رفتند. برای آن ها هر پدیده ای ، بهانه ای بود برای جشن و شادی. آغاز یک ماه ، اغاز یک فصل ، آغاز یک سال ، آغاز یک زندگی ، هر یک فرصتی بود برای نو شدن. 
 نه تو می مانی نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز